برخورد جهانی عواطف

نوامبر 16, 2007

دومینیک مویزی  

برگردان علی محمد طباطبایی

                               

  سیزده سال پیش از این ساموئل هانتینگتون ادعا نمود که « برخورد تمدن ها » در حال استیلا بر جهان است. حوادث روی داده از آن زمان تا به امروز بیشتر بر صحت پیش بینی او گواهی می دهد و نه بر اشتباه بودن آن. البته صحیح تر خواهد بود که ما از « برخورد عواطف » سخن گوئیم. جهان غرب زندگی در فرهنگ وحشت را به نمایش گذارده، جهات عرب و اسلامی به دام فرهنگ حقارت افتاده و بیشتر بخش های آسیا نشان دهنده ی فرهنگ امید است.

ایالات متحده و اروپا توسط فرهنگ مشترکی از ترس دچار تفرقه شده اند. در هر دو طرف می توان با شدت های متغیری شاهد ترس از افراد بیگانه، وحشت از آینده و یک اضطراب بنیادین در باره ی فقدان هویت و کنترل بر سرنوشت خود در جهانی که به طور فزاینده در حال پیچیده تر شدن است بود.    

ترس اروپایی ها از مورد هجوم قرار گرفتن فقرا است، در درجه ی اول فقیران جنوب. اروپایی ها همچنین در این هراس به سر می برند که توسط اسلام گرایان تندرو منفجر شوند یا با توجه به رشد سریع زاد و ولد در آنها مغلوب شده و تا چند سال دیگر نام قاره ی آنها به جای Europa  به  Eurobiaتغیر کند. علاوه بر آن آنها دچار این هراس هستند که از جهت رشد اقتصادی عقب بمانند. در نهایت در اروپا وحشت از سلطه ی قدرتی خارجی وجود دارد، حتی قدرتی دوست (مانند ایالات متحده) و یا قدرتی پشت پرده (مانند کمونیسم اروپایی).

بعضی از این قبیل فقدان نظارت ها در ایالات متحده نیز مشاهده می شود. در اینجا البته از هراس جمعیت شناختی کاسته شده است، هرچند که البته به روشنی حضور آن را می توان دید. آمریکایی ها از زوال اقتصادی به همان طریقی که اروپایی ها می ترسند هراسی ندارند (با وجودیکه آنها از خرید کالا از منابع خارجی نگرانی بسیار دارند). با این حال آنها نیز به زوال می اندیشند ـ در بدن های خودشان با توجه به بیماری چاقی، در بودجه هایشان از جهت کسری موازنه ی کلان و در روان های خود با توجه به از دست دادن اشتها برای ماجراجویی های خارجی و در پرسش فزاینده از اهداف ملی. و البته پس از یازده سپتامبر ذهن آمریکایی ها شدیدا درگیر موضوع امنیت داخلی است.

در حالی که اروپایی ها در تلاش حفاظت از خود در برابر جهان به توسط ترکیبی از واقعیت گریزی و آشتی جویی هستند، آمریکایی ها حفاظت از خود را با پرداختن به مسائل در همان سرچشمه هایش و در خارج ازمرزها جستجو می کنند. لیکن در پشت لفاظی های خوش بینانه و محکم دولت بوش این واقعیت تیره قرار گرفته است که واکنش ایالات متحده به یازدهم سپتامبر این کشور را نا محبوب تر از همیشه ساخته است. برای مثال دخالت نظامی آمریکا در عراق معضلات بیشتری نسبت به آنچه حل کرده ایجاد نموده است.

در این میان جهان اسلامی قرن ها است که شدیدا درگیر مسئله ی زوال است. هنگامی که اروپایی ها در قرون وسطی گرفتار بودند، اسلام در اوج خود بود. اما وقتی رنسانس در غرب آغاز گردید، سقوط محتوم اسلام نیز شروع شد.

مسلمان ها ایجاد کشور اسرائیل در میانه ی سرزمین های عربی را به عنوان بالاترین مدرک و شاهد برای زوال خود می نگریستند. برای یهودی ها مشروعیت اسرائیل چند جانبه بود، یعنی ترکیبی از تحقق وعده ی دینی، عملی شدن سرنوشت ملی و جبران جنایتی بی مانند یعنی هولوکاوست توسط جامعه ی جهانی. برعکس برای عرب ها تشکیل کشور اسرائیل به معنای تحمیل نابهنگام منطق استعماری درست در لحظه ای بود که استعمارزدایی تازه آغاز می گردید.

مناقشه ی حل نشده میان اسرائیل و همسایه هایش به چرخش فرهنگ تحقیر عرب ها به سوی فرهنگ تنفر مساعدت نموده است. در طول زمان ویژگی ملی این مناقشه به مبنای نخستین و دینی آن تبدیل گردیده است ـ یعنی به مناقشه میان یهودیان و مسلمان ها، هرچند نه برخورد میان اسلام و غرب در کل.

ترکیب جنگ داخلی در حال شدت یافتن در عراق و جنگ در لبنان میان حزب الله و اسرائیل احساس انزجار و خشونت را در بسیاری از مسلمان هایی که توسط ایران و متحدانش به خوبی مورد بهره برداری قرار گرفت تقویت کرده است. و جهان گرایی همراه با فراخ تر شدن شکاف میان برندگان و بازندگان اقتصادی به سهم خود این معضل را پیچیده تر ساخته است.

فرهنگ تحقیر به سرگردانی مسلمان های ساکن در کشورهای غربی نیز سرایت نموده. برای مثال شورش های فرانسه طی پائیز 2005 اساسا دارای یک منشا اقتصادی و اجتماعی بود، اما آنها همچنین حمله و انتقاد ناراضی ها بر ضد جامعه ای بودند که ادعا می کند به خارجی ها بنابراصول خود برابری اعطا می کند اما در عمل از اجرای آن ناکام می ماند.

در حالی که غرب و خاورمیانه شاخ هایشان فعلا در هم گیر کرده است، اطمینان در حال افزایشی مسیر خود  را به طرف شرق در پیش گرفته. چین پس از دو قرن زوال نسبی اکنون جایگاه به حق خود در جامعه ی بین الملل را دوباره به دست می آورد. سیاست چین که بر توسعه اقتصادی متمرکز است و از هر گونه مناقشه دوری می کند به نظر می رسد که برای پکن هم فواید مادی و هم احترام و توجه بین المللی به دست می آورد. چین مانند هندوستان اکنون برای اولین بار در تاریخ معاصر خود بر صحنه های جهانی هم به عنوان قدرتی مستقل و هم نیرویی بسیار مهم قدم می گذارد. هر دوی آنها دچار مشکلات بسیاری هستند، اما  خوش بینی فعلی در مورد آنها واقعی بوده و به نظر محتمل می آید که همچنان ادامه یابد.

با فرض وجود برخورد عاطفه ها، اولین اولویت غرب باید تشخیص سرشت تهدیدهایی باشد که فرهنگ تحقیر جهان اسلامی نسبت به اروپا و ایالات متحده مطرح می سازد. برای خنثی کردن آنها نه سیاست مصالحه و آشتی جویی و نه اعمال زور و فشار به تنهایی کافی نیستند. جنگی که به مرور خود را می نمایاند نبردی است که فرهنگ تحقیر در آن نمی تواند فاتح باشد، اما به هر حال این یک جنگ است و جنگی که غرب می تواند در آن بازنده شود، آنهم چنانچه به چنددستگی در میان خود ادامه داده یا به ارزش های لیبرال و احترام و توجه به قانون و حقوق فردی خیانت ورزد. چالش اصلی پی بردن به این که اسلام میانه رو چگونه باید در برابر نیروهای افراطی ظاهر شود نیست، بلکه پی بردن به این که چگونه باید احساس کفایت کننده ای از امید و پیشرفت در جوامع اسلامی را مورد حمایت قرار داد به طوری که یاس و خشم توده ها را دیگر به سوی ارتش های افراط گرایان گسیل نکند.

 از چنین دیدگاهی مناقشه ی اسرائیلی ـ فلسطینی را بیشتر از همیشه می توان به عنوان نمونه ی کوچکی از آنچه جهان به آن تبدیل می شود مشاهده کرد. در اینجا اسرائیل همان غرب است که توسط فرهنگ تحقیر احاطه شده و در رویای نجات از یک ناحیه ی خطرناک و بازگشت به فرهنگ امید است. اما اول باید راه حلی برای معضل فلسطینی ها پیدا کرد وگرنه چنین نجاتی نیز ناممکن خواهد بود. اروپا و آمریکا نیز در تلاش دائمی از خود دور کردن آنچه از آن وحشت دارند می باشند، اما فقط هنگامی در آن موفق خواهند بود که راهی برای کمک کردن به جهان اسلامی برای حل معضلات خود بیابند. 

  The Global Clash of Emotion by Dominique Moisi.The International Herald Tribune.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: