از مردم سالاری تا پوتین سالاری

نوامبر 10, 2007

دومينيك مويزي

 

برگردان علي محمد طباطبايي

   

 

هنگامي كه من در هفته ي گذشته در پاريس در جلسه اي شركت كردم كه به افتخار خبرنگار تازه به قتل رسيده ي روسي آنا پوليتكوفسكايا برگزار شده بود ـ زني كه در سخن سردبير فرانسوي اش « شجاعتي بي حد و مرز » داشت ـ به ياد مراسم قدراني ديگري افتادم كه تقريباً 17 سال پيش در مسكو در آن حضور يافته بودم. آندره ساخاروف دانشمند بزرگ و فعال حقوق بشر روسيه بر خلاف پوليتكوفسكايا به قتل نرسيده بود و مراسم قدرداني كه براي او ترتيب داده شده بود بيشتر شباهت به تجليل از يك عصر جديد بزرگ داشت. برگ ديگر و تازه اي در دفتر تاريخ ورق خورده بود، برگي كه پر بود از عدم اطمنيان، اما همچنين اميدي كه نشان مي داد روسيه در مسير تبديل شدن به يك « كشور معمولي » به جلو مي رود.  

   دقيقاً همين برگ بود كه با سوء قصد به جان پوليتكوفسكايا احتمالاً به طور كامل بسته شد. جماعت كوچكي از روشنفكران سوگوار كه در پاريس به دور هم جمع شده بودند در واقع سوگوار اميد از دست رفته ي خود براي يك روسيه ي متفاوت بودند. ما در مراسم تشيع جنازه ي روياي مشترك روشنفكران و دموكرات ها براي روسيه اي شركت جسته بوديم كه در آن آزادي و حكومت قانون پس از يك دوره ي طولاني و سرد از زمستان حكومت شوراها ريشه گرفته و با بار مي نشست. تصاوير چهره ي پوليتكوفسكايا مانند هزاران آينه ي تو در تو ما را به يك واقعيت به مراتب دلگير تر باز مي گرداند و خبر از آن مي داد كه روياي اميد براي دگرگوني به پايان رسيده و اكنون روشن شده است كه به احتمال زياد هرگز چنين رويايي تحقق يافتني هم نبوده است.

 

آنچه ما امروز شاهد آن هستيم يك ماجراي به كلي متفاوت است. روسيه به معناي دقيق كلمه در حال اشغال مجدد جايگاه خود در نظام بين المللي به عنوان يك كنشگر ممتاز است، يعني به عنوان كنشگري كه نفوذ و قدرت خود را دوباره به جاي استفاده از سلاح هاي هسته اي اين بار با استفاده از سلاح نفت و گاز به دست مي آورد و براي انجام آن طمع ورزي را جايگزين وحشت ساخته و تعادل وحشت حكومت عصر شوراها جاي خودش را اكنون به وابستگي يك طرفه به انرژي نفت و گاز روسيه داده است. ميلياردرهاي روسي با گردش عظيم پول نقد خود در حال معامله ي ملك و دارايي هاي باشكوه در سراسر جهان هستند و روسيه هم اكنون مشغول خريدن آلماني هاي برجسته اي مانند صدراعظم پيشين گرهارد شرودر است، اگر چه شايد نتواند حمايت دولت آلمان را در اين مورد براي خود به دست آورد. 

 

اما هرگونه تفاوت هاي عميقي كه روسيه ي پسا كمونيستي را از ايران بنيادگرا جدا كند، آنها هنوز هم نقاط مشترك فراواني با يكديگر دارند. ثروت حاصل از فروش نفت و گاز به هر دوي آنها احساسي از قرار داشتن در يك موقعيت ممتاز بخشيده است، يعني اين باور را كه زمان به سود آنها در جريان است و اين كه آنها اكنون مي توانند خفت و خواري را كه از جهان خارج متحمل شده بودند جبران كنند. گويي كه آنها احساس فرهنگ حقارت عربي ـ اسلامي را با فرهنگ اميد و انتظار آسيايي تركيب كرده اند. مشخصه هاي هردوي آنها ناسيوناليسم مبارزه جويانه است و هردوي آنها احساس مي كنند كه مقاومت ناپذيراند، زيرا بر اين فرض اند كه ايالات متحده آمريكا در اثر گير كردن در باتلاق عراق ـ و شايد افغانستان ـ در حال زوال است. 

   البته واضح است كه تفاوت ميان ايران و روسيه بسيار زياد است. رژيم ايران شديداً ايدئولوژيك است و اشتياق شديد و علني براي نابودكردن اسرائيل دارد. اين رژيم از حمايت وسيع جامعه ي خود برخوردار نيست، مگر آن كه موضوع بر سر غرور و افتخار ملي باشد و يا تلاش براي رسيدن به موقعيت يك قدرت هسته اي.

برخلاف آن انگيزه ي اصلي رژيم روسيه پول است و نه ايدئولوژي. پرزيدنت پوتين در تلاش خود براي تجديد بناي قدرت ژئوپوليتيكي و نفوذ روسيه از حمايت وسيع مردم روسيه برخوردار است. شعار او « ثروت بيندوز و ساكت باش » است، شعاري كه شباهت بسيار دارد به الويت هاي Guizots  در اواسط قرن 19 در فرانسه، هرچند كه البته با اندكي غرور امپرياليستي كاملاً آشكار چاشني خورده است. تا هر زماني كه پول حاصل از نفت همچنان جريان داشته باشد، بيشتر مردم روسيه هيچ گونه اشتياق شديدي براي گشودگي دموكراتيك سالهاي يلتسين آشكار نخواهد ساخت، سالهايي كه همراه بودند با تركيبي از هرج و مرج، فساد اداري، ضعف بين المللي و بي احترامي نسبت به حكومت. 

 

آيا روس ها در مقايسه با ما در جهان دموكراتيك غربي تا اين اندازه متفاوت هستند يا آن كه دموكراسي يك كالاي تجملي است كه فقط جوامع قديمي، پايدار، شكوفا و خشنود مي توانند از عهده ي آن برآيند؟ مردم روسيه در تلاش هاي پساكمونيستي خود براي رسيدن به ثبات به نظر مي رسد كه در پوتين اطمنيان خاطر خود را دوباره يافته اند. او البته هيچ كونه شباهت ظاهري به پتر كبير ندارد، اما ثابت كرده است كه يك سياستمدار با استعداد است و توانا در درك روحيه ي مردم روسيه و به زير كنترل درآوردن آنها.

 

شكوفايي اقتصادي و سرگرمي هاي تلويزيوني براي بيشتر مردم روسيه به جايگزين جديدي از فرمول روم باستاني panem et circenses (1) تبديل شده است. جنگ چچن شايد در فساد اخلاقي روسيه به طور كل نقشي داشته باشد، و در سقوط هولناك آن به ورطه ي فرهنگي از خشونت. اما اين جنگ همچنين احساسات ميهن پرستانه را نيز تغذيه مي كند ـ يك آرزوي عمومي براي تجديد بناي جايگاه و اعتبار امپراتوري روسيه ـ يعني آنچه رژيم پوتين آن را با زيركي تمام مورد بهره برداري قرار مي دهد.

 

در اين ميان مردم معمولي روسيه چيز چنداني به دست نياورده اند. چندين برابر شدن ترور دشمنان سياسي و حريفان اقتصادي و شيوه هاي مافيايي در قتل هاي سفارشي را نمي توان به عنوان نشانه اي از ثبات سياسي تلقي و توجيه نمود ـ و همينطور دستكاري رژيم پوتين در ايجاد احساس بيگانه هراسي مردم بر عليه شهروندان امپراتوري سابق شوروي مانند گرجستان.

 

شايد روسيه جايگاه و مقام خودش را به عنوان يك قدرت بزرگ دوياره برقرار كرده باشد، اما آيا روسيه ي امروز يك قدرت سزاوار احترام يا حتي سعادتمند است؟ روسيه ثروتمند است اما مردمش ـ حد اقل بيشتر آنها ـ همچنان فقير باقي مانده اند، با انتظار طول عمري كه به مردم آفريقا بسيار نزديك تر است تا مردم اروپاي غربي. بالاخره روزي آنها بايد دريابند كه ادامه ي حيات كشور هاي مدرن نمي توانند بر اساس قدرت به تنهايي بنا شود.

  

دومينيك مويزي بنيان گذار موسسه تحقيقاتي روابط بين الملل فرانسه است و در حال حاضر پروفسور در كالج اروپا در ناتولين، در ورشو.

 1

: اين عبارت از شاعر رومي Juvenal  از قرن اول ميلادي گرفته شده است و معناي لغوي آن « نان  و بازي هاي سرگرم كننده ي سيرك » است و اشاره به وضعيتي دارد كه در آن حاكمان با توزيع وسيع مواد خوراكي و بازي هاي سرگرم كننده مردم را از سياست دور كرده و آن را براي جمع كوچك خود محفوظ نگه مي دارند. مترجم.

  From People Power to Putin Power By Dominique MoisiProject Syndicate 2006.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: