یک باغ عدن نوظهور: رمانتیك آمریكایی (3)
دسامبر 14, 2008
(بخش سوم و آخرین قسمت از مجموعه رمانتیک ها))
تصویر 64: اشر بی. دوراند، جلگه داور. رنگ روغن روی بوم. 2/64 در 4/91 سانتیمتر
یک باغ عدن نوظهور: رمانتیك آمریكایی (بخش دوم)
دسامبر 9, 2008
یک باغ عدن نوظهور: رمانتیك آمریكایی (بخش اول)
نوامبر 28, 2008
تصویر 61: گیلبرت استوارت. اسکیت باز (تصویر ویلیام گرانت). 1782. رنگ روغن روی بوم. 5/245 در 6/147 سانتیمتر. گالری ملی هنر واشنگتن. ادامهی این ورودی را بخوانید »
منظره پردازی رمانتیك و طبیعت (بخش پنجم)
نوامبر 22, 2008
تصویر ۶۰: ویلیام ترنر. باران، بخار و سرعت. رنگ روغن روی بوم. ۹۱ در ۱۲۲ سانتیمتر. گالری ملی لندن
این منتقد هنری در جستجوی خود در شكل های به تصویر درآمده در آن تابلو گردش سریع و بسیار نیرومند دریا و آسمان که آن كشتی بی دفاع را به درون خود می كشید نادیده گرفته بود. واقع گرایی یک دریای به شدت طوفانی که گرفتار تازیانه های طوفان بود فراتر از واقع گرایی مورد علاقه ی طرفداران پوسن بود و فقط تعداد انگشت شماری از بازدیدكنندگان قادر به دركش بودند.
از حدود سال 1840 به بعد ترنر موضوعات تابلوهایش را بیشتر در محیط اطراف زندگـی اش جستجو می كـرد تا در ادبیات و تاریخ و بازنمایی نور و فضا در آثارش تبدیل به هدفی در خود گردیدند. تصویر قطار راه آهنی كه در طوفانی از باران از پلی عبور می كرد (تصویر 60) دارای تاریخ پیدایشی است كه نشان می دهد او برای به چنگ آوردن حالت ها و اثرات بخصوصی از طبیعت تا چه حد حاضر به قبول مخاطره و سختی بود. بانو سیمون تعریف می كند كه او در سفری به لندن در قطار با مردی همسفر بود كه دائم با سرسختی تمام سرش را از پنجره بیرون می برد. به علت اصرار زیادِ آن مرد بانو سیمون نیز به همان شكل سرش را از پنجره ی قطار بیرون برد و در هوای طوفانی و پر باران چراغ های جلوی قطاری دیگر را تشخیص داد كه از سمت روبرو به سوی آنها می آمد. هنگامی كه بعد ها بانو سیمون « تابلوی باران، بخار و سرعت » اثر ترنر را در نمایشگاه نقاشی آكادمی سلطنتی دید، متوجه شد كه آن مرد عجیب چه كسی بوده است. ترنر برای این اثرش از ویلیام مكپیس تاكری كه رومان نویس برجسته ای بود نقدی تفاهم آمیز دریافت نمود:
« در تصویری که او نقاشی کرده است ما با بارانی حقیقتاً واقعی روبرو هستیم كه در پشت آن خورشید واقعاً می درخشد، بطوریكه ما هر لحظه انتظار دیدن رنگین كمان را داریم. در این حال قطاری به طرف ما می آید كه واقعاً 50 مایل در ساعت سرعت دارد. مشاهده گر تابلو باید عجله به خرج دهد، وگرنه قطار از تصویر بیرون می آید و در دیوار روبرویی به سوی چارینگ كروس ناپدید می شود. تمامی این عجایب با روش هایی حاصل شده اند كه همچون اثرهایشان اعجاب انگیزند. باران از لكه های سیمان كثیف تشكیل شده كه با ماله ای به بوم چسبانده شده است. نور خورشید از ورای كلوخه های چسبناك زرد كرومی می درخشد. سایه ها از رنگ های سرد قرمز كارمزین و لایه هـای شـفاف قـرمـز سـینوبر بوجود آمده اند. باوجودیكه آتش در ماشین بخار قرمز به نظر میرسد، مطمئن نیستیم كه با كبالت یا سبز نخودی نقاشی نشده باشد. »
نشریه ی فریزر، جون 1844
ترنر در زمان خود از نظر شیوه کار هنری که اختیار کرده بود مشابهی نداشت و روش رنگ گذاری اش به نقاشان مدرن بسیار نزدیك بود. او همكارانش را مبهوت می كرد، زیرا برخلاف آكادمی كه ورنی زدن را صرفاً برای ترو تازه کردن کارهای تمام شده توصیه می کرد، در حین نقاشی کردن نیز از آن بهره می برد.
عدم توانایی مخاطبین هنر برای ستایش از نوآوری كونستابل و ترنر به بحرانی اشاره دارد كه پس از آن روی داد كه نمایشگاه های عمومی و بازار هنری عملاً در جای حامیان خصوصی هنر نشستند، کسانی كه با پشتیبانی و حمایت از هنرمندان و دادن سفارش كار برای آثار جدید، تكامل و توسعه ی ذائقه و سبك های هنری را بطور موثری تعیین می کردند. ترقی و پیشرفت بورژوازی كه هیچگونه سلیقه ی هنری ویژه ای نداشت اما شدیداً مایل بود از طبقات بالای جامعه با خرید و جمع آوری آثار هنری تقلید كند با ظهور دسته نوینی از سلیقه سازان منطبق گردید: یعنی منتقدین حرفه ای كه نمایشگاه های سالیانه را مورد نقد و بررسی قرار می دادند. نظرات بعضی از منتقدین مانند تاكِری که در بالا به آن اشاره شد كاملاً تفاهم آمیز بود، اما بیشتر مواقع همچون منتقد تابلوی طوفان دریایی اثر ترنر سلیقه ای محافظه كارانه داشتند. علت عدم پذیرش و قبول هرگونه تغییری در مسیر هنر نقاشی و آنهم در خصوص پرسپکتیو و شیوه های هنری که از زمان رنسانس به عنوان الگوی ثابت پذیرفته شده بودند، از یک طرف کمبود آمادگی منتقدینی بود كه نمایشگاه ها را مورد نقد قرار می دادند و از طرف دیگر بی علاقگی آكادمی هایی كه آن نمایشگاه هارا برگزار می نمودند و البته بی توجهی مخاطبینی كه از آنها بازدید به عمل می آوردند. نتیجه این اوضاع به جـدایی و شـكاف میان زمامداران هنر و هنرمندانی انجامید كه علاقمند به پیگیری نگرش ها و ارزش های شخصی خود در هنر نقاشی بودند. مخاطبین خواستار مضمون های رمانتیك و مبالغه آمیزی بودند كه ترنر برایشان فراهم می آورد، اما علاقه ای به جدایی او از شكل ها و فرم های واقعی نداشتند و در حالیكه واقع گرایی كونستابل را ستایش می كردند، اما از آنچه راسکین آن را در نقاشی های کونستابل « اشتیاق بیمارگونه برای درون مایه های پیش پا افتاده » می نامید دوری می جستند. نه ترنر و نه كونستابل، هیچكدام بر نقاشان نسل بعدی انگلیس تاثیری ماندگار نداشتند. برخلاف آن در فرانسه روش رنگ گذاری كونستابل و نورپردازی فضاهای ترنر در شورشی بر علیه محافظه كاری آكادمیك ثمراتی به بار نشاند و راه را برای نقاشان مكتب باربیزون و سپس برای امپرسیونیست ها هموار نمود.
منظره پردازی رمانتیك و طبیعت (بخش چهارم)
نوامبر 1, 2008
منظره پردازی رمانتیك و طبیعت (بخش سوم)
اکتبر 24, 2008
تصویر 56: جان کونستابل. گاری علوفه، طراحی رنگ روغنی. 1820. 137 در 188 سانتیمتر. موزه ویکتوریا.
منظره پردازی رمانتیك و طبیعت (بخش دوم)
اکتبر 20, 2008

جان کونستابل، اسب سفید. 1819. رنگ روغن روی بوم. 4/131 در 3/188 سانتیمتر. نیویورک. مجموعه فریک
منظره پردازی رمانتیك و طبیعت (بخش اول)
اکتبر 12, 2008

تصویر 51: کاسپار دیوید فریدریش، صلیب در کوهستان. رنگ روغن روی بوم. 115 در 110 سانتیمتر. 1808. گالری دولتی نقاشی در شهر درسدن.
تخیلات خلاق (بخش دوم)
اکتبر 4, 2008
تصویر 48: فرانسیس گویا: هنگامی که خرد انسانی به خواب برود عفریته ها زنده می شوند. 43 در 63 سانتیمتر. حکاکی روی فلز، روش آکواتینتا. بریتیش میوزیوم.






